تبليغاتX
life




















life

a girl from paradise

سلام سلام خوب من دیگه تو این وبلاگ نمینویسم ولی به خاطر مرجن که نظر گذاشته گفتم وبلاگشو معرفی کنم

امیدورام تو وبلاگ نویسی موفق باشی عزیزم

اینم ادرسش http://yasharmerjen.blogfa.com/

شروع قشنگیم داشته

فعلا خداحافظ

نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

سلام من سالم زنده سرحالو قبراقم دیدم اینهمه تو وبلاگشون مینویسن حسودیم شد اومدم دو خط بنویسم

کارای عملیو تحقیقمون زیاد شده نقشه برداریم کیف میده ها کنار دریا با دوربین تئودولیتا ازا اینور میدوی اینور سیاه میشویم:دی

فعلا خداحافظ

پی نوشت:دلم خیلی برا ابجی کوچیکم تنگ شدخ نمیدونم چرا

درگوشی با ابجی:همه عکستو به دوسام نشون میدم میگن بچه گیای خودته:دی

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

خداحافظ همگی ما رفتیم یونی :دی

نشد پست طولانی بزاریم

خداحافظ دلمون تنگ میشه شکلک گریه!:دی


نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

سلام عید پیش پیش مبارک

این بلاگفا هم که!!!!

عقده ی پست گذاشتن شدم:دی

نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

edame matlab!
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط سلبنیاز|

سلااااام

Balloons

--------------------------------------------------------

توضیح کوچول در مورد پست قبلی:

از اونجایی این سوالو پرسیدم که تا چن سال قبل میخواستن منو توصیف کنن میگفتن یه دختر سنگین و زرنگ

حالا میگن یه دختر اجتماعی شلوغ با اعتماد به نفس زیاد ومهربون

هردوش خوبه ولی حالا چرا بهم نمیگن سنگین!البته سبکم نمیگنا ولی خوب!

نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

من یه سوال داشتم میشه جواب بدین

من به نظرخودم تو وبلاگم چیزی نمینویسم که اگه بخواد کسی بفهمه من کیم به ضررم باشه!

شما تو نوشته هام چیزی دیدن که فک کنید من دختر جالبی نیستم یا ادم خوبی نیستم!؟

یا اینکه بفهمن من کیم برام مشکل ایجاد بشه؟!

------------------------------------------------------------------------------------------

از این اهنگ خیلی خوشم میاد یه مدت نمیدونستم کی خونده رفتم گوگل سرچ کردم:دی

دریا از نیما چهرازی

لینک دانلودشو پیدا نکردم!

باز هم
آمدی تو بر سر راهم
آی عشق
می کنی دوباره گمراهم

دردا
من جوانی را به سر کردم
تنها
از دیار خود سفر کردم

دیریست
قلب من از عاشقی سیر است
خسته از صدای زنجیر است
خسته از صدای زنجیر است

دریا " اولین عشق " مرا بردی
دنیا دم به دم مرا تو آزردی
دریا سرنوشتم را به یاد آور
دنیا سرگذشتم را نکن باور

من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرقه در رازم
گم شدم در غربت دریا
بی نشان و بی هم آوازم
می روم شبها به ساحل ها
تا بیابم خلوت دل را
روی موج خسته ی دریا

می نویسم اوج غم ها را

http://www.4shared.com/file/97819432/e503d9b4/darya48k.html

اینم لینک دانلود که مهسا جون زحمتتشو کشیده ممنون عزیزم

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط سلبنیاز| |

امروز رفتم مدرسه بچه ها رو ببینم نمیدونم چرا خوشحال شم دپرسینگ گرفتم

البته برا اونا خیلی خوشحال شدم همشون ترکونده بودن

 غنچه پزشکی ساری، نرگس دندون پزشکی بابل ،شیدا پزشکی شهید بهشتی ،

هدیه کشاورزی  فردوسی مشهد،  مژگانو منصوره معماری مشهد، عاطفه معماری بجنورد 

سمیه و فاطمه امار گرگان، فاطمه صنایع گرگان ،زهرا مترجمی فرانسه علامه طباطبایی ،محبوبه مترجمی انگلیسی شهید بهشتی،پریسا مهندسی عمران بابل،منیره پزشکی رشت،زبیده معماری،بنفشه تغذیه شهیدبهشتیTسارا پزشکی ساری،سیما پزشکی تهران

بازم به لیست اضافه میکنم مینویسم که یادم نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


واقعا جاهای خوبی قبول شده بودن

پست قبل درمورد درس و کتاب خوندن نوشتم

یکی از بزرگترین خلافایی که کردم دور از چشم مادر

این بود که تو ایام امتحانات جای درسام کتاب غیر درسی میخوندم

وای خوندما!!!!

صدسال تنهایی که خیلی خوشم اومد

ستاره درخشان سیدنی شلدون چشمهایش علوی نصفه بیگانه کامو یه رمان ایرانی از این فهمیه رحیمیا!

اینا رو تو ایام فرجه نخوندم

فرجه که اصلا درس نخوندم تو روزای متحان میخوندم!

وقتی خونه بودم مامانم نمی ذاشت موقع مدرسه ها کتاب غیردرسی بگیرم دستم چه برسه تو ایا متحانات!

دیشب خواب میدیدم همه مردم فهمیدن این وبلاگ ماله منه!!!!

بعدشم میرفتم همکلاسیامو میدیدم!

به هر چی فک کردم خوابشو دیدم!

خوب مته اینکه پست طولانی خواننده نداره

فعلا هم شکلک نمیزارم بعدا کیام میزارم یه نیشخند گنده تصور کنید!!

نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط سلبنیاز| |

اولین سال مدرسه اولین روز،به مدرسه میری با دختر همسایه میبینی خیلیا با والدین اومدن اهمیتی نمیدی

سالها بعد باز ماجرا تکرار میشه

بابات میگه اینایی که والدینشون میان نمره کشکی میگیرن باور نمیکنی یا نمیخوای باور کنی!

کمتر بودن نمره هات از بعضی ها رو به خودت نسبت میدی!

سالها بعد کتاب مدیر جلال ال احمد رو میخونی

این بار کاملا حس میکنی بابات چی میگفته!

معلم کلاس اول که برات حکم فرشته هارو داره به خاطر دروغ بچه ها مواخذه ات میکنه بی دلیل!

فرشته ات تغییر چهره میده ولی تو بچگی نفرتو نمیفهمی حتی هنوزم دوسش داری!

میری کلاس دوم مثله همه بچه ها عاشق اینی که مبصر کلاس بشی

معلم معدل بیستا رو صدا میزنه تورو صدا نمیزنه به خاطر اینکه ساکت وخجالتی هستی اعتراضی نمیکنی!

میگه از بین اینها مبصر انتخاب کنید

یکی از دوستای صمیمیت همون که همسایتونه انتخاب میشه

چقد بهت فخر میفروشه!

تو یکی از نمره هات نمره نوزده میگیری تو کارنامه ان ثبت میشه

معلم میگه ازت انتظار نداشتم!

بابات میگه تا حالا فرزندی نداشتم که معدل بیست تو کارنامه سال دومش نداشته باشه!

معلم کلاس دوم یکی از بچه هارو از بقیه بیشتر دوس داره

به دروغ میگه کلاغ من بهم خبر میده که درس نمیخونین!

من یه دوربین دارم با اون خونه هاتونو مبینم.

تو با سادگیه بچگانت باور میکنی!

کلاس سوم میری هر کار میکنی جدول ضرب یاد نمیگیری معلم رعنا رو از همه بیشتر دوس داره!

دوتا هجده تو کارنامت داری!

معلمت بر میگرده میگه یکی از هجده هات 14بود خودم 18دادم واقعا که!

میری کلاس چهارم معلمت خیلی سخت گیره ولی معدلت اینبار بیست میشه!

تو این سال هرکاری میکنی تو درسای تاریخ و جغرافیا 15-16دیوونت میکنن

باز تو بچه گیت به خاطر این نمره ها ازخدا میخوای دنیا به اخر برسه!مگه نمیتونستی دروغ بگی!

معلمی که خیلی دوسش داشتی امسال از مدرسه رفته!دبیر قرانتون بوده میگی همیشه دوسش خواهی داشتو احساس میکنی مثه قبل دوستت نداره!به دلایلی که نمیشه تو وبلاگ نوشت!

مدیر خیلی دوست داره!این برات لذت بخشه!بادختر مدیر تو یه میز میشینی میبینی چه دختر نازیه!

ولی چرا اینقد لوسه و نازشو میکشن!

از کلاس سوم تقلب کردنو یاد میگیری!

میری پنجم خاطرات مکه رفتن معلمت هنوز تو گوشته!

دوسش داری با اینکه مامان همون دختریه که بادروغش باعث شد تو کلاس اول معلمت مواخذت کنه!

یکم احساس میکنی استعداد داری!

نمونه قبول نمیشی با اینکه تو یه شهر دیگه اس از همون ده سالگی حاضری خوابگاهی بودنو تحمل کنی !

میری راهنمایی بچه ها تقریبا همونان به خاطر همین میتونی محیط جدیدو راحت قبول کنی!

چیز خاصی یادت نیس ولی تاحدودی دیدت نسبت به دنیا عوض میشه احساس میکنی این چه دنیایه!

سال سوم خیلی سخته درسات زیاده روزای جمعه کلاس تیزهوشان از صبح تا دوازده!

سه شب از هفته کلاسای زبانکده!

مرحله اولو قبول میشی دوستتم قبول میشه یه گروه سه نفره این نفر دومم قبول نمیشه

خیلی ناراحت میشی زلیخا با موهای طلاییو چشای عسلیش خیلی مغروره الته نه با دوساش ولی تا حدی حسادت داره(الان به کلی این حسادت رفته ولی گاهی یه ردی ازشون هست)

بعدها میفهمی نمونه قبول شده ولی وقتی باذوق بهش تبریک میگی اونقد سرد جواب میده که نمیدونی چی فک کنی!

همیشه توکلاسا از تو زرنگتر بود تو کلاسای مدرسه !همیشه شاگرد دوم یا سوم میشد ولی من چهارم یا پنجم!

تعجب میکنی چرا اون قبول نشده!

باز هم تابستون کلاسای تیزهوشان شروع میشه!

تو خانه ریاضیات یه مرکز خیلی کوچیکو جمع و جورتوحیاطش پردرخته!اوایل که تیزهوشان قوبل میشی دو کلاس اول دبیرستانو دو کلاس اول راهنمایی تو همون خانه ریاضیات چه سختی های شیرینی!دیوار نداشت میله داشت هر کی رد میشد دیده میشد!!!تواون هوای سرد!

همون موقع ها کلاس زبانو کامپیوترم میری!

میفهمی قبول شدی یه دنیا خوشحال میشی!

مدرسه جدید ومحیطش فشارزیاد درسا خیلی برات سخته تا میای بهش عادت کنی تموم میشه!

از همون اول دغدغه کنکورودرس!

از یه بچه ساکت خجالتی به یه دختر شلوغ پرحرف تبدیل شدی!

گاهی به همون بچه ی ساکت تبدیل میشی همون خجالتی!

دلت برا نیمکت و گچ و مدیر ناظم تنگ میشه!

یادت میاد چقد با پرنیان دعوا میکردی با اینکه با ایده هاش موافق بودی ولی از اینکه احساس کنه مدیر کلاسه اعصابت خرد میشد!

حالا بچه ها کجان!

از ملیحه دوست بچگیات از همون کلاس سوم خبر نداری!کجایی خوبی دختر!؟

از زهرا دختر مدیرم خبر نداری!

مژگان داره ازاد گرگان میخونه

فاطمه برق ازاد علی اباد،زلیخا امسال رتبش بدتر از پارسال شده ولی روحیه اش شاد وشنگوله!

زبیده میگه به غیراتفاعی راضیه!پرنیان داره معماری علم وصنعت میخونه!

همه بچه های کلاس تیزهوشان برات عزیز بودن!

خیلیاشون پشت کنکور بودنو نتیجه هاشون دیشب اعلام شده خبر ندارم!

راضی و ملیحه دارن معماری بابلسر میخونن!

محبوبه اقتصاد،فائزه عمران ،فرزانه شبانه ای تی هر 5تا هم اتاقی!

ایدا فیزیکه تبریز قبول شد انتقالی گرگان گرفت!زهرا عمران غیرانتفاعی گرگان!لیلا معماری رشت!ماریا طراحی صنعتی رشت!

ندا هوافضا صنعتی شریف!الهامو یادم نمیاد!مایسا معماری مشهد!شیما مدیریت صنعتی تهران!

فرزانه یادم نمیاد!ندا ریاضی محض الزهرای تهران!خوب دیگه کسی یادم نمیاد!

هممون جداشدیم ایشاللا همشون موفق باشن!

دقت کردین من دیگه مدرسه نمیرم!دلم برا مدرسه تنگ میشه!

باز امد بوی ماه مدرسه بوی شادیهای راه مدرسه.......

میرم دانشگاه خدایا من چهارتا همکلاس دخترمیخوام!

پ.ن:گاهی پشیمون میشم چرا اینقدتوکتابا بودم!

پ.ن2:دنیا چقد عجیبه یه روز اینجوری یه روز اونجوری!

پ.ن3:دم خونواده گرم ایشکال نداره فقط به خاطر خودم گفتن درس بخون!

پ.ن4:به هر کی میگم خیلی بچه ساکتی بودم باور نمیکنه!

پ.ن5:چقد خنگ بودیما بچه بودیم الان بچه های این دوره زمونه رو ببین شاخ در میاری!

پ.ن6:همیشه از اختلاف گذاشتنو ترجیح دادنه بعضی دبیرا بدم میومد!

پ.ن7:اون دوس فخرفروشم تو کلاس دوم از کلاس اول ابتدایی تا پیش دانشگاهی همکلاسم بود همسایه هم بود!!!!الان براش تعریف کنم یادش نمیاد!

پ.ن8:خداییش مُردم جدول ضرب یاد گرفتم!نمره های شاهکارمو بگو!

پ.ن9:کی میرم دانشگاه تو خوابگاه بودن تو یه اتاق بود با سه نفر دیگه ظرف شستن غذاپختن اتاق جارو کردن!همش مثه یه خاله خاله بازیه لذت بخشه!

دلم برا شبای امتحان خوابگاه هم تنگ میشه تو سالن امتحانات تا میومدی کتاباتو بزاری یه سر بری اتاقت برگردی صندلیتو میدزدیدن!!!!

پ.ن:تقلب کردنو تو سوم و پیش ترک کردم!:دی

تمام

پ.ن بعدا:راضیه عمران تبریز قبول شد رتبش مثه من بود!مبارکههههههههههههههههههه

عاطفه معماری بقیه رو هنوز خبر ندارم!

نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط سلبنیاز| |

سلامممممممممممممممممممممممممممممممم

اینم ادامه پیدا میکنه یعنی سلامه از ته دلمه

خوب تو این پست اومدم همه دوستایی که بوسیله وبلاگم پیداکردم یه کوچولو معرفی یاشاید نظرمو بگم

هیچکس هم حق ناراحت شدن نداره.اولم خانوما که مقدمن.ترتیب هم به هیچی ربط نداره براساس لینک شده هاست.شاید اون اخرا افتادین ربطی به مهمتر بودن یا باارزشتربودن نداره .چرا اینارومیگم چون فک میکردم فقط خودم خیلی حسودم دیدم  کهنیشخندزباناقا شما دسته منو از پشت بستین

خوب خانوما معرفی شروع میشه

وبلاگ اولیه ابجی جونم که الکی اسمه منم نوشته ولی من یه پستم نذاشتم اونجا:خدادرمن است

دومی وبلاگ ماری جون که کلا اهنگ انگلیسی وغیرخانوم میزاره اگه اشتباه نکرده باشم پیش دانشگاهی و از تهران و به قول خودش عاشق موسقسه پانک راک و متالتعجباینا چی اندزبانمنکه از موسیقی هیچی حالیم نیس فقط گوش میدم

سومی سوزان که اسمش معصومه است.یه مدت یه وبلاگ کل کل عضو بودم هیچی کل نمیکردم ولی کلی دوست جدید و خوب اونجا پیدا کردم.با معصومه جانم اونجا اشنا شدم.به نظر من استعداد خوبی برا نوشتن متنهای قشنگ داره.منکه اصلا بلد نیستم مثله اون بنویسم .سوم دبیرستان و از تبریز.یه بار هم به هم قول دادیم دوستای خوبی برا هم باشیم.نمیدونم یادش مونده یا نهناراحتکلا الکی ازتون تعریف نمیکنم به نظر من دله پاکی داره.خیلی وقته به وبلاگم سرنزده.یکم خودشو دسته کم میگیره.

وبلاگه بعدی لیلی که با اونم تو کل کل اشنا شدم همسن خودم از اردبیل دانشجوی ای تی.هیچ موقع هم کم نمیارهچشمک

ملینا که حالا17سالشه ایشونم از کل کل ولی زیاد نمیشناسمش فقط در حد لینک کردنه همدیگه بودهناراحت

من جون که با جمله های کوتاه تو وبلاگش خیلی حال میکنم و اینکه نمیدونستم دختره یا پسر کمی از شم فضولیه سلبنیازی استفاده کردم حدس زدم دخترن.تازه خیلی هم مودب نظر میزارن وقتی نظر میزارن.نیشخندمثه من نیست.

فاطمه جون که میخواد دکتر شه کنکور داره.داره برا اون میخونه.ایشاللا قبول شه18سالشه از بندرعباس فک کنم.ایشونم جزو دوستای کل کلم بودن.نیشخندسوتی داده بودم نوشته بودم خوزستان

وای رسیدم به محبوب جونم عزیز مهربونم.ماچکه زندگیشو تو وبلاگش مینویسه.منکه میگم کتاب کنه چاپ کنه.دو تا دخترم دارن هنوز اولای قصه ایم کلی مونده.اولا خیلی پست میذاشت حالا فک کنم یکم خسته شدهمتفکرگاهی که مامانم خسته میشه شونه هاشو مالش میدم.میخواین ماله شما رم مالش بدم شوخی کردم میدونم خستگیه شما رنگ دیگه ای داره.الان مامانم اینجا رو ببینه قربونش برم حسودی میکنه.به من  رفتهزبان

اگه بخوام از همتون کلا بنویسمو نظرمو بگم خیلی زیاد میشه بزارین مختصرتربگم.

اینم سارا جون که وبلاگ نازی داره17سالشه.وبلاگش چیز خاصی نمیزاره هرچی خودش دوست داره میزاره.من و برا دومین بار از تو پیونداش  برداشتهگریه

وووووووووووویییییییییی بازم یکی دیگه فاطمه جونم.ابجی و دوست  جونیمقلبکه مثه هیچکس نیسته چون خیلی خوبه.باخودش و خداش حرف میزنه تو وبلاگش.ازفضولیهام به جایی نرسیدم اگه اشتباه نکنم میره سرکاردانشجو هم هسته یه دل داره اندازه گنجشک همه هم توش جا میشنHeart Smile

بعدی دریا ست که یادم چه جوری لینکش کردم.حتما از یه چیزی تو وبلاگش خوشم اومده دیگه.هیچی نمیدونم که بگم.زبان

بعدی صبا جونیه که سمپادی و از دارودسته های تیزهوشانه.اصلا از لحاظ درسی خیلی باحاله از زیر کلاس و درس دررفتنش مثله خودمهخنده

من به توان ابدیت شادم که اصلا اسمشو یادم نمیاد.ولی مامان باباش داشتن میرفتن مکه اخرین بارا که سرزده بودم.دوست داره چیزیو اختراع کنه.

و خانم معلم عزیز که تو وبلاگش گاهی چیزایی هست که من هیچ جایی ندیدم.به ارشیوش حتما سربزنین.یه مدت تو کف این بودم.دخترن یا پسرن کوچیکن بزرگن روز تولدشون فهمیدم خانوم معلمن.دانش اموزاشم اومده بودن وبلاگش تبریک گفته بودن.کلی حسودیم شد.

شبگرد تنها.زهرا جونم که شاید اصلا من و یادش نباشه.امیدوارم هرجاهست شاد باشه.این اخرا یه کوچولو غمگین بود.ولی فک کنم اگه دوسته کسی باشه خیلی بامرام باشه.با ایشونم تو کل کل اشناشدم.اونجا اسمش ویروس بود.برید وبلاگش میبینین گاهی حق داشت خیلی ناراحت باشه.مثلا ماجرای دوسش.ایشاللا ازاین اتفاقابراش نیفته دیگهFor You

ارتیمس جونم که اسمش یه معنای قشنگی داشت یادم رفته.هیچی از خودش نمیدنم ولی نظرم اینه که سوادش زیاده.اخه من بدم میاد به یه وبلاگ بدون خوندن نظر بدم به زورم شده میخونم ولی فک کنم نصفه میفهمیدم متناشونو .اخه یکم کتابی بود.الانم اعتراف میکنم اونایی که تو وبلاگشون شعرطولانی داشتن به زور شعراشونو میخوندم مگه اینکه شعرنو باشه.ولی به خاطر خودش که خیلی مهربونه منم سرنزنم بهم سرمیزنه خیلی دوسش دارمقلب

خاطرات قشنگ صورتی جون که خاطرات پشت کنکوریشو مینویسه دوران سختیه من و یاد دغدغه های اون دوران میندازه.ولی به نظرم اون بهترکنار اومده با این دوران.به وبلاگش سر میزنم میدونم به خاطرکنکورنمیتونه سر بزنه.چه خودمو تحویل میگیرم.نیشخند

دخترکبریت فروش که همیشه به خاطر بانمک بودنو جالب بودن دیدگاهش به زندگی کیف میکردم.مامانش فوت کرد و وبلاگش رنگ غم گرفت.امیدوارم خودشو مامانشو خونوادش همیشه شاد باشن. فهمیدم که دختر خیلی محکم و فهمیده ایه.rose

مژگان جون که هم اسم یکی از بهترین دوستامه. اسفندیه اکثرا باید قالبای قشنگشو دیده باشین.شعراشم خیلی قشنگه .یاد فروغ و سهراب میفتم.خیلی هم مهربونه.سلیقشم خوبه.به خودش گفتم.یه جزیره داره زیر اب مثله قصه ها.منم میرفتم خونش مهمونیمژه

زینب جونمممممممممم وبلاگش خیلی ناز وشیکه تمیز .انگلیسیشم که بیست. اسفندیم که هستکارشناسان می گویند..شیطون...پرانرژی..در عین حال آروم و کم حرف..صبور...مغرور...خودخواه.خودم می گم.شیطون...بامزه...مغرور..راستگو...بلا.ناراحت نمی شم.عصبانی که عمرآ.خوابالو.عاشق دوستام.دیوونه ولی مهربون.تا مجبور نشم فکر نمی کنم.سرم تو لاک خودمه.با کسی کاری ندارم .اما همه با من کار دارن.

خودشو اینجوری معرفی کرده بعضی خصوصیاتش شبیه منه.از خود راضی

غزل جون 8سالشه پستاشو کوتاه میزاره ولی جالب.منم توضیح همینقد کوتاه میزاملبخند

عاطفه جوننننننیییییییییییییی یه اسفندیه دیگه مترجمی زبان دانشگاه زنجان خیلی هم دوسش دارم سردروبلاگشم شبیه منه ولی به قوله یکی به زبونه ادمی زاده .نیشخندشعرو خیلی دوس داره.فک کنما واییییی ابروهاشم پیوندیه.

الهه 17سالشه  واییییییییییییییی خیلی وقته بهش سرنزدم.این قسمته وبلاگ دوستانه من قاطی دارهگریهاین دیگه سردروبلاگش شبیه منهاز خود راضیاخی پیش دانشگاهیه تا تیر گفته افتابی نمیشهنیشخند

اووووووووووووو رسیدیم به میریام یک زن دیوانه وبهترین شوهردنیا پیشنهاد میدم وبلاگشو بخونین.قضیه الله اکبر گفتنو.اصلا فقط برید بخندین.خیلی مهربونه.ازاین شر شیطون بازیاش خیلی خوشم میاد.الانم نیسته قراره یه مدت دیگه بیاد.باید کلی ازش تعریف کنم اومد سرمیزنه مثله ماماناومعلمابازخواست میکنه.میبینی میریام جونیHello چشاتو ودوردیدم کلی دارم غیبت میکنم.کلا یه چیزی تو مایه های ارزو اتاق روبرومونه.منکه پایه ثابت وبلاگش شدم تازه دارم الگوبرداری هم میکنم ازکاراش.

من میخوام گریه کنم اخه زشت بانوی من که خیلی خوشگله دیگه بهم سر نمیزنه نمیدونم چرااااااااااااااااازبس گریه کردم ابی شدم.شاید منو دیگه دوس نداره اسمشم مارینا خیلی زبر و زرنگ و باهوش و روحیه طنزنویسیه عالی

بازم وبلاگی دیگرازابجی جونه گلم که اینقده ماهه که من خیلی دوسش دارم خودمم نفهمیدم چی گفتم ولی خیلیییییییییییییییییییییییی دوسش دارم خیلی بیشترازاونی که اون منو دوس داره

هممممممممممممممم به مهسا جونم رسیدم.طنزمینویسه بعد یه دفعه جدی میشه عشقه لواشکه مثله من.خانوم دانشجوی زرنگ .ازماجراهای جلبک خانش و پ.ن های جالبش لذت مبریم.این قالبم از قالب قبلیه وبلاگش که خیلی قالبشو دوس داشتم پیدا کردم.اقا قاطی کردم قالب خوبه یا بده رو نگین سرعت بالا اومدنش چطوره ابجی داداشای گل من؟خوب کلا دختر عاقل شیطون بلا

دخترامیدورام رویاجونمه که ازطریق وبلاگه مهساجونی باهاش اشنا شدم.چون به خاطره علاقه دارم دوس دارم هی به خاطرات دارا سربزنم کلا خاطرات بانمکی داره از وقتی اشناشدم به وبلگش سر میزنم همه پستاشم خوندم

اول سلامم شوکا جان که یادم نمیاد چی شد لینکش مردم و ایشان لینک نکردن

یادداشت های یه دختر دسفروشم یه وبلاگ فک کنم خیلیاتون سرزده باشین دیروزرفتم همه پستاشو خوندم.از این به بعد هم میخوام بهش سربزنم.

البته تعداد وبلاگای خوب خیلی زیاده.اینایی که من نامبردمم هم وبلاگاشون خوبن هم خودشون هم من خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوسشون دارم.از بعضی دوسای واقعی خوبترن.ایشاللا همه جا سالم باشنو به ارزوهایی که صلاحشونه و دوس دارنو قشنگن برسن.خوب خانوما اینقد شدن بقیه بعدانیشخنداونااااااااااا چقد زیاد میشنکلافهچون بازدید کننده های نت اکثرشون مردان به نظرم به خاطر همون دوسای من دیردیر اپ میکنن.داداشا رو فردا مینویسیم.یه عده هم مجهوالهویه بودن که اینوراونور جاشون میدیممن هنوز حرف دارم با همتونGotchaمنتظر بمونین.

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 3:6 قبل از ظهر توسط سلبنیاز|


Design By : Night Skin